1398/02/08

آینده بازاریابی چگونه خواهد بود؟

به عنوان یک فرد آکادمیک که بر روی ارتباط متقابل بازاریابی و فناوری مطالعه می کند - و نیز به عنوان یکی از اعضای آتی هیئت مدیره مدرسه کسب و کار دانشگاه آکسفورد - اغلب از من پرسیده می شود که فکر می کنم آینده بازاریابی در چند سال آینده چگونه خواهد بود؟ صادقانه بگویم آرزو می کنم کاش یک گوی بلورین و جادویی داشتم که می توانست این آینده را برایم پیش بینی کند! ولی متاسفانه چنین چیزی ندارم. در عوض، هنگامی که این سوال از من پرسیده می شود، سعی می کنم به جنبه های پنهان آن بیش تر بپردازم، یعنی جوانبی که حتا از دید بازاریابان، نیز ممکن است مخفی بماند.

بدون شک تحولات دیجیتال بازاریابی یک چالش حتمی و اجتناب ناپذیر برای همه انواع سازمان ها است، اما فکر می کنم که چهار نکته مهم وجود دارد که بازاریابان باید در هنگام آماده شدن برای آینده، آن ها را  به خاطر داشته باشند. فناوری به طرز گسترده ای قادر است نحوه انجام کارهای ما را دگرگون کند، اما همه انواع تکنولوژی از این تحول دیجیتالی موفقیت آمیز به طور یکسان بهره نخواهند برد.
 

1- ما به بازاریابان "مغز کل" بیش تری نیاز خواهیم داشت.

مطمئن نیستم که اصطلاح "مغز کل" از کجا نشات گرفته است ، اما اساسا آن را به معنای ترکیبی از "سمت چپ مغز"-که تحلیل گر، محاسبه گر و کمی است - و "سمت راست مغز "- که خلاق، بصری و کیفی است-به کار می برم. بازاریابان باید در هر دو مورد - کمیت و کیفیت - توانایی های برجسته ای داشته باشند (البته واقع گرایانه تر این است که بگوییم، تیم بازاریابی باید ترکیب  مناسبی از افرادی با مغزهای منطقی و احساسی داشته باشد). کارایی بالای یک بازاریاب در گرو داشتن ذهنی خلاق، نوآور و اجتماعی است  که باید به خوبی از پس تجزیه و تحلیل اطلاعات و تفکر منطقی برآید. در آینده ای نه چندان دور که حجم اطلاعات بازاریابی به شدت افزایش خواهد یافت، این امر مهم تر و سرنوشت سازتر خواهد شد. نقش خلاقیت و تفکر نوآورانه در دنیای داده ها، هوش مصنوعی و اتوماسیون، به مراتب پررنگ تر خواهد شد، زیرا ذهن خلاق بازاریاب ها باید در پی فهمیدن آنچه که با حجم انبوه داده ها می شود و باید انجام داد برآید و بتواند نتایج تحلیلی به ظاهر گیج کننده را به خوبی تفسیر کرده و با ترکیب قدرت تحلیل و بینش درونی خود، مناسب ترین راهکار را برگزیند.
 

2- مشتری محوری کافی نخواهد بود، شما باید نسبت به مشتری خود، وسواس داشته باشید.

دنیای بازاری تقریبا فرضیه "در مرکز قرار داشتن مشتری" را قبول کرده است، درست است که خلق ارزش برای مشتریان باید در هسته مرکزی استراتژی بازاریابی هر شرکتی قرار داشته باشد، اما در دنیای کنونی با این حجم از تغییرات سریع و گسترده - که سبب تنوع بیش از اندازه انتظارات مصرف کنندگان شده است - و ارائه مستمر محصولات و خدمات متمایز و ارزشمند، برای برندها روز به روز سخت تر می شود، تمرکز بر مشتری محوری کافی نخواهد بود.

شما باید برای هر آنچه که مشتریان تان فکر می کنند، احساس می کنند و یا انجام می دهند، اهمیت قائل شوید؛ به بیان دیگر شما باید "وسواس مشتری" داشته باشید (البته منظور من، وسواس مثبت است و نه منفی!). یعنی فکر و عمل شما باید بسیار فراتر از نیاز مشتری باشد، این کار را می توان با داده ها و تجزیه و تحلیل های پیچیده به ثمر رسانید.

صرف نظر از موانع قانونی در مورد حفاظت از داده های مشتری، حریم خصوصی و ملاحظات اخلاقی، گردآوری داده های دست اول و بکر از مشتریان، به زودی به مهم ترین دارایی بازاریابی هر سازمانی بدل خواهد شد. این امر، نه تنها  با هدفگیری دقیق بر روی مشتریان هدف سبب می شود که تبلیغات برنامه ریزی شده، بهتر کار کند (اگر چه قطعا این گونه است)، بلکه همچنین می تواند ورودی های خام را به درون کانالی از تجزیه و تحلیل پیچیده اطلاعات در حوزه نحوه نگرش مشتری رهنمون سازد که در نهایت به شما کمک می کند تا تک تک مشتریان خود را واقعا و به بهترین شکل ممکن شناسایی کنید. و واقعا نسبت به هر یک از آن ها، وسواس پیدا کنید. این امر می تواند منجر به توانایی شرکت شما در شخصی سازی محصولات و خدمات (چه در حوزه دیجیتال و چه در دیگر حوزه ها) در مقیاس انبوه شود، یعنی درست همان چیزی که مشتریان آینده از کسب و کارها انتظار دارند. اگر چه امروزه  این کار - جمع آوری داده ها، پردازش و تجزیه و تحلیل آن - به وسیله فناوری تا حد بسیار زیادی تسهیل شده است، اما برای ارائه تجربه ای شخصی تر و بهتر به مشتریان، کاملا ضروری است که بازاریاب های آینده به این سلاح مجهز باشند.
 

3- دیجیتالی شدن همه چیز

اغلب ما، وقتی به بازاریابی دیجیتالی فکر می کنیم، ناخودآگاه به یاد شرکت های فعال در حوزه دیجیتال می افتیم و آن ها را به عنوان رهبران و نوآوران دنیای کسب و کار قبول داریم. 

برای مثال بازدیدکنندگان دیزنی لند در گذشته مجبور بودند در فصول سرد و گرم سال، در صف های به هم فشرده و طولانی، ساعت ها منتظر بمانند، اما اینک چند سالی است که دیزنی با کمک تکنولوژی و سرمایه گذاری بر آن در مقیاس انبوه - مانند نصب سنسور، استفاده از اینترنت اشیا در دستگاه ها، اوناع تکنولوژی های پوشیدنی و نیز پلتفرم مای مجیک پلاس (MyMagic + platform) - این مشکل را حل کرده است، در واقع دیزنی تجربه آنالوگ مشتریان خود را دیجیتالی کرده است. این کار به دیزنی کمک کرده است تا در لحظه از نحوه تفکر مشتریان خود آگاه شود و به این ترتیب کارایی عملیات خود را تضمین می کند.

این مثال به بازاریاب های آینده نگر اثبات می کند که می توانند با استفاده از فناری، همه جوانب کسب و کار خود را دیجیتالی و متحول کنند. آن ها باید بتوانند درباره این که چگونه می توان همه فرآیندها، سیستم ها، تجربیات مشتری و نقاط عطف فرآیند خرید را دیجیتالی کرد، به خوبی بیاندیشند.

وقتی که با متخصصان بازاریابی شرکت های مختلف درباره ضرورت دیجیتالی شدن کسب و کارشان صحبت می کنم، می شنوم که اغلب از کُندی سیستم های داخلی شرکت خود- مانند ساختار تیم، فرایندهای گزارش گیری، حلقه های بازخورد و سیستم به اشتراک گذاری دانش - شکایت دارند. چنین کسب و کارهایی می خواهند به تصمیم گیری در لحظه برسند، اما واقعیت این است که قبل از رسیدن به این نقطه مطلوب، حتما باید به تصمیمات به هنگام ماهانه، هفتگی، روزانه و ... رسیده باشند. فرآیند تحول دیجیتالی سازمان یکباره اتفاق نخواهد افتاد بلکه با پیگیری مستمر و عزم راسخ شدنی است.
 

4-  بیش از هر زمان دیگری انسان باشید!

آخرین نکته کلیدی که معتقدم بازاریابان باید برای مواجهه با آینده به خاطر داشته باشند، شاید مهمترین وظیفه آن ها نیز باشد. در دنیای تکنولوژی، اتوماسیون، جریان های داده ها، هوش مصنوعی، تجزیه و تحلیل پیشرفته سیستم ها و ...  ما نباید انسانیت خود را از یاد ببریم. در حقیقت، رفتار انسان دوستانه شما - بیش از بقیه رقبا - ممکن است کلیدی ترین تمایز شما با دیگران باشد. این به این معنا نیست که تکنولوژی را نادیده بگیرید،  برعکس - این بدین معنی است که از تکنولوژی به طریقی که تجربیات انسانی را تشویق کند، بهره بگیرید به گونه ای که کار شما سبب شود تا مشتریان، کارکنان و حتا شرکای تجاری تان، بهترین تجربیات زندگی خود را با شما رقم بزنند. برای انجام این کار، باید ابتدا به طراحی تجربه ی مطلوب انسانی شروع  کرد و سپس به عقب بر گشت تا مجموعه ای از راه حل های مبتنی بر تکنولوژی را که قادرند این چشم انداز مطلوب را محقق سازند، پیاده سازی نمود.

در نهایت، من مطمئنم آینده بازاریابی بسیار روشن است. من عاشق تکنولوژی هستم و از قابلیت های هوشمندانه و صد البته اخلاقی داده ها در تمام جنبه های بازاریابی بسیار هیجان زده می شوم. اما اگر فقط به تحولات دیجیتالی بازاریابی در مورد موفقیت مالی و ظاهری کسب و کارها بیاندیشیم، قطعا نابودی در انتظار همه ما است.


منابع : Forbes

تگ ها
آینده بازاریابی
نویسنده : احسان صدیقی

این مقاله را به اشتراک بگذارید

Alternate Text

مقالات مشابه

1398/04/19

هنر تقسیم مشتری

اندرو جرارد معتقد است همه مشتریان یکسان نیستند. به همین خاطر استفاده از رویکرد یکسان برای&